عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

725

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ الآية . . . - بفتح راء قراءت شامى و عاصم است ، ديگران بضم راء خوانند . و « بربوة » بكسر را و « برباوة » هر دو قراءت شاذ است ، و اين همه لغات مختلف‌اند ، يك معنى را . ميگويد - مثل و سان نفقهء مؤمن راست برسان بستانى است در بالايى كه آفتاب و باد بيش يابد ، و از آفت و عاهت و عفونت رسته‌تر بود و ريع آن بيشتر . أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ - ابن كثير و نافع و ابو عمرو أُكُلَها به سكون و تخفيف خوانند ، ديگران بتثقيل . و معنى هر دو يكسانست ، ميگويد - چون باران قوى به آن بستان رسد ميوه و بر دو چندان دهد كه ديگر جايها . يعنى بيك سال چندان بر دهد كه ديگر جايها به دو سال . فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ پس اگر باران تيز نيايد بل كه باران ضعيف خرد بود هم چنان ريع و نزل دهد كه بباران قوى دهد . رب العالمين ثواب صدقهء مؤمن را اين مثل زد ميگويد - ثواب وى مضاعف بود اگر صدقه بسيار باشد يا اندك ، همچنانك آن بستان ميوه مضاعف دهد اگر باران قوى بود يا ضعيف . أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ الآية . . . - اين تقريرى ديگرست مثل منافق مرائى را در آن نفقه كه مىكند ، ميگويد - دوست دارد يكى از شما كه وى را رزى بود ، گرداگرد آن خرما استان ، و ميانهء آن انگورها ، زير درختان آن ميرود جويها ، و وى را در آن بود همه ميوه‌ها . آن گه اين مرد پير شده و از كسب و تكاپوى درمانده ، و اطفال دارد كودكان خرد ، همه خورنده و هيچ ازيشان بگاه كار كردن نرسيده ، و معيشت ايشان همين بستانست و بس ، ناگاه سموم آن را بزند ، و همه را بسوزاند و نيست كند ، بنگر كه حال اين مرد چون بود ، نه توان آن دارد كه سموم را دفع كند ، نه وقت آنك ديگر باره رنج بر دو درخت كارد ! نه كودكان بدان رسيدند كه پدر را به كار آيند و يارى دهند ، نه جاى ديگر معيشت دارد كه با آن گردد ، همى عاجز بماند و در آن هنگام كه حاجت وى به آن بستان بيشتر است و ضرورت وى تمامتر ، از آن نوميد شود اينست مثل عمل منافق و مرائى ، فردا برستخيز كه ايشان را حاجت افتد به ثواب اعمال ، از آن درمانند و نوميد